|
وتارهکان: نظام سیاسی ایران فدرال
در مورخه : Friday, November 23 @ 17:09:28 UTC
دکتر افراسیاب شکفته
 ساختار مملکتی و بنیادهای نظام سیاسی در ایران فدرال کدامند؟ فدرالیسم در ایران به چه معنایی است؟ جایگاه پارلمان در نظام سیاسی ایران فدرال چیست؟ رئیس جمهور چه وظایفی دارد؟ احزاب مهم کدامند و چه هویتی دارند؟ فرهنگ سیاسی ایران فدرال چگونه است؟ اولویتها در سیاست خارجی ایران فدرال چیستند؟
بنیادها اعلامیهی جهانی حقوق بشر رکن جداییناپذیر قانون اساسی ایران فدرال است. ماده ای از قانون اساسی، نظام سیاسی کشور ایران را با مشخصههای دموکراتیک بودن، اجتماعی بودن، سکولار بودن، مبتنی بر قانون بودن و فدرال بودن معرفی میکند. سامان دولتی بر پایهی قانون اساسی و احترام به قانون است. با عدم تقدس حاکم و حاکمیت، اصول حکومت قانون و تفکيک عملی قوا جاری و ساری است. در رأس دولت رئیس جمهور(رئیس مملکت) قرار دارد که نقشش نمادین است. رئیس حکومت نخست وزیر است. وی تعیینکنندهی سیاست حکومتی است. حکومت به مثابه قوه اجرايی، موظف به تبعيت از پارلمان به عنوان منشاء اصلی وضع قوانين است، هيچ مصوبه دولتی نمیتواند ناسخ يا ناقض قانون پارلمان شود.
ایالتها
• کردستان • آذربایجان • بلوچستان • .....
مفهوم فدرالیسم در مملکت ایران به دلیل فدرال بودن، سیاست در دو سطح جاری است: در سطح فدرال که مربوط به کل کشور میشود، و در سطح ایالتها. وزن و کیفیت سیاست در سطح ایالتها به گونهای است که مفهوم ایالت را نبایستی با مفهومی نظیر " استان" در ایران کنونی یکی گرفت، که با وجود تقسیمبندیهای استانی، نظام دولتی کاملا متمرکزی دارد. ایالتهای ایران فدرال در سیاستگذاری داخلی خود، از بسیاری نظرها خودمختار خواهند بود. سیاست در سطح ایالتی همچون در سطح مملکتی دارای ارگانهای خود بر اساس تقسیم قواست. ایالتها نیز قوهی مقننه، مجریه و قضاییهی خود را خواهند داشت.
مجالس ایا لتهای فدرال (پارلمانهای ایالتی)
اعضای مجلسهای ایالتهای فدرال مستقیماً از طرف مردم آن ایالت انتخاب میشوند (مثلأ در ایالت کردستان، مردم مناطق کردنشین، نمایندگان مجلس ایالتی خود را بصورت دمکراتیک، آزاد و با رقابت سالم و سازنده، انتخاب می کنند). طول دورهی نمایندگی چهار و یا پنج سال (بستگی به انتخاب و قانون ایالت ها) است. حکومت ایالتی از دل مجلس ایالتی درمیآید. رئیس آن عضو فراکسیونی است که بیشترین آرا را در مجلس ایالتی دارد. مجلس ایالتی بهعنوانِ قوه مقننه عهدهدار وظیفهء قانونگذاری در سطح ایالتی است. تنظیم بودجهء ایالتی نیز بر عهدهء مجلس ایالتی است. این ارگان هم قوهی مجریهی ایالتی را از درون خود برمیگزیند و هم بر آن نظارت دارد.
مجالس کشور ایران فدرال:
1- مجلس سنا ایران فدرال ( سنای فدرال)
خصلت فدرالی کشور ایران در مرکز توسط مجلس سنا فدرال نمایندگی میشود. طبق اصلی از قانون اساسی، ایالتها به بیان مشخصتر حکومتهای ایالتی، از طریق مجلس سنا فدرال در امور سیاسی در سطح مملکتی و یا منطقه ای و فرا منطقه ای دخالتگر خواهند بود. مجلس سنا فدرال نمایندهی مجلسهای ایالتی است. از هر یک از ایالتها، بسته به جمعیت، بین سه تا شش نماینده در مجلس سنا فدرال حضور دارند. این نمایندگان بایستی عضو حکومت ایالتی باشند.
2- مجلس نمایندگان ایران فدرال ( پارلمان فدرال)
انتخاب نمایندگان آن توسط مردم همزمان در سطح کل کشور ایران فدرال صورت میگیرد. نمایندگان بستگی به جمعیت و بزرگی شهر(حوزهء انتخاباتی) از مناطق یا ناحیهء مشخصی انتخاب میشوند، مثلأ در تهران نماینده ای از منطقه تجریش، دیگری از ناحیهء نازی آباد وقص لهذا. تعداد نمایندگان مثلأ 600 نفر است (البته بستگی به جمعیت کل کشور است). دورهی نمایندگی اساسا چهار سال است. انتخابات پیش از موعد برای حل بحران سیاسی عمدهای که با تعادل موجود در مجلس نمیتوان آن را حل کرد، امکانپذیر است. مجلس نمایندگان ایران فدرال، قوهی مقننه در سطح کل کشور است. وظیفهی تصویب قراردادهای بینالمللی و بودجهی عمومی کشور نیز بر عهدهی پارلمان فدرال است. نمایندگان پارلمان در فراکسیونهای حزبی و در صورت ضعیف بودن حزبشان به لحاظ کمی در گروههای حزبی گرد آمده و خط سیاسی خود را پیش میبرند. مجلس نمایندگان ایران فدرال یک پارلمان کاری است، و در مقایسه با ایران امروزی و یا بسیاری از کشورهای دیگر، کمتر خصلت نمایشی خواهد داشت. مثلأ در مورد بسیاری از امور، نه در سطح اجلاسهای بزرگ علنی مجلس، بلکه در کمیتههای تخصصی تصمیمگیری میشود. نخست وزیر و وزیران (دولت فدرال)
مجلس نمایندگان ایران فدرال، نخست وزیر را برمیگزیند. وی را پیش از انتخابات مجلس فقط میتوان با "رأی عدم اعتماد سازنده" برانداخت. منظور از سازنده این است که مجلس باید جانشینی برای او داشته باشد و تا زمانی که مشخص نباشد چه کسی به جای او مینشیند، نمیتوان او را برکنار کرد. حکومت یا (به اصطلاحی دیگر) کابینه از نخست وزیر و وزیران تشکیل شده است. نخست وزیر لزوماً عضو مجلس نمایندگان فدرال است، وزیران معمولاً از دل مجلس نمایندگان ایران فدرال درمیآیند، اما حتماً لازم نیست چنین باشد. نخست وزیر در عمل قدرتمندترین مقام سیاسی است، اما مقام تشریفاتی آن پس از رئیس جمهور و رئیس مجلس سنا فدرال قرار دارد.
رئیس جمهور (رئیس مملکت)
رئیس جمهور توسط همایش مجلسین فدرال، انتخاب میشود که نقشش نمادین است. همایش اجلاس فدرال تشکیل شده است از کل نمایندگان پارلمانی بعلاوهی به همین تعداد، نمایندگان برگزیده مجلسهای ایالتی.
قوهی قضاییه
دادرسی به قصد رعایت حق، نیرویی میطلبد که در قوهی قضاییه جمع است. بیان حق بر عهدهی قاضی است و امر قاضیان را قوهی قضاییه سامان میدهد. قضاوت یا تخصصی است و یا عمومی در حد قانون اساسی. شاخههای تخصصی قضاوت در دادگاه کار، دادگاه امور اداری، دادگاه امور اجتماعی و دادگاه امور مالی تجسم مییابند.
قضاوت در عمومیترین سطحش از نظر بررسی همخوانی تصمیمی، رأیی یا قانونی با قانون اساسی فدرال، بر عهدهی دادگاه فدرال قانون اساسی است که مرکز آن در تهران است. در دادگاه فدرال قانون اساسی، قاضیان تک تک قوانین مجلس را بررسی نمیکنند. آن قانونی بررسی میشود که شکایت شود که با قانون اساسی تضاد دارد. شکایت پس از طی سلسله مراتبی به دادگاه فدرال قانون اساسی میرسد. از آنجایی که دادگاه قانون اساسی فقط از طریق شکایت فعال میشود، به اصطلاح گفته میشود که از خود ابتکار ندارد، یعنی حق ندارد خود راسأ تصمیم بگیرد و امری را برای بررسی از نظر سازگاری با قانون اساسی در دستور کار خود قرار دهد.
دادگاه فدرال قانون اساسی دارای دو قسمت (مجلس) است. مجلس اول به قانونهای پایه و مجلس دوم به قانونهای مربوط به امور دولتی میپردازد. هر مجلس هشت عضو دارد. نیمی از قاضیان دادگاه قانون اساسی از سوی یک کمیتهی ویژهی مجلس نمایندگان و نیمی دیگر از سوی مجلس سنا فدرال انتخاب میشوند. مدت قضاوت آنان در این دادگاه عالی مثلأ 8 یا 12 سال است.
تشکلهای سیاسی
امر سیاسی در ایران در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده میشود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در ایران بیمعنا و حتی فریبکارانه جلوه میکند. علاوه بر احزاب، مردم میتوانند خواستههای سیاسی خود را از طریق انواع و اقسام اتحادیه ها و تشکلهای پایدار یا موقتی پیش برند. بدین ترتیب مردم ایران اهل تشکل و احزاب سیاسی مدرن خواهند شد و به آن عادت خواهند کرد. به ندرت خواستهای وجود خواهد داشت که برای پیشبرد آن تشکلی پدید نیاید.
احزاب سیاسی بزرگ در ایران فدرال احزاب نیرومند درایران فدرال عبارت خواهند بود از: احزاب دموکرات در ایالتهای فدرال، احزاب سوسیال دموکرات در ایالتهای فدرال، احزاب لیبرال (آزادیخواه) در ایالتهای فدرال ، احزاب سبزها در ایالتهای فدرال، احزاب چپ و غیرو. تعداد کثیری هم حزبهای کوچک وجود دارند که به ندرت میتوانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هردو سطح ایالتی وکشوری باید حداقل 5 درصد آرا را به دست آورند.
گرایشهای سیاسی حزبهای عمده
دموکراتها معمولأمحافظهکاری و راست میانهی سنتگرا و مدرنیزاسیون محدود را در عرصهی صنعت و اقتصاد نمایندگی میکنند. لیبرالها (آزادیخواهان) کمتر سنتی هستند و سیستم اقتصادی باز را دنبال می کنند. توافق این دو جریان همواره بر سر امور اقتصادی است، توافقی بر روی این باور که حمایت از رشد سرمایه کلید پیشرفت عمومی است. سوسیالدموکرات از جنبش کارگری حمایت می کند و در طول تاریخ از چپ طیف سیاسی به سوی میانهی آن گرایش یافته است. سبزها، که معمولأ با دفاع از حفظ محیط زیست شناخته شده اند، و امروزه در جهان از این نظر پیشگامند. چپ سنتی که تشکل اصلی سازندهی آن بر مبنای سوسیالیسم جهانی است، احتمالأ سختکیشی سنتی را در آینده ایران دنبال نخواهند کرد.
فرهنگ سیاسی فرهنگ سیاسی ایران گرایش بارزی به میانهروی خواهد داشت. فرهنگ سیاسی ایران با بحران و بحرانزایی مخالف بوده و مکانیسمهای فراوانی برای بحرانزدایی خواهد داشت. از تغییر ناگهانی، بحران فهمیده میشود، بنابر این تحولها بایستی کند پیش روند. گرایش عمومی سیاستمداران نیز به این باشد که دستاوردهای رقیبان خود را نیز پاس دارند. چیزی را بر چیزی افزودن، چیزی را به جای چیز دیگر گذاشتن ترجیح داده میشود، که متعاقب آن آبادانی کشور است. کارنامهی ایران چه در صحنه کشوری و چه در عرصهء بین المللی، در زمینهی آگاهی و ارج نهادن بر حقوق بشر و حقوق دموکراتیک، خوب و حتی درخشان توصیف بشود. در فرهنگ سیاسی، گرایش به کثرت و تنوع ملیتها چشمگیر باشد، تا بواسطه آن همگرایی و همزیستی مسالمت آمیز با برخورداری از مکانیسم رشد تقویت یابد.
سیاست خارجی
روابط دوستانه با ایالات متحدهی آمریکا، اروپا، اسرايیل و همچنین تقویت مناسبات خوب با همسایگان و کشورهای عربی همواره جزو اولویتهای سیاسی باشد. در سرتاسر جهان مبنای سیاست خارجی مملکت ایران تحکیم صلح، گسترش روابط مودت آمیز و کمک به رشد اقتصادی، رفاه، توسعه و شکوفایی ایران فدرال باشد. حقوق بشر به یک مفهوم راهنمای عمده ای در سیاست خارجی مملکت ایران بدل شود.
تهیه کننده و گردآوری : دکتر افراسیاب شکفته ( انجمن فرهنگی و مدنی کردهای خراسان )
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- قانون اساسی سوئیس (کشوری با 4 زبان رسمی):
|
|
| |
|
موضوعات مرتبط
 |
|
| |